|
فتنه افکنی رژیم ولایت فقیه
سردمداران رژیم جور و فساد ولایت فقیه در طول دوران حکومت خونبارشان، هرگز با مردم رور است نبوده اند و جان و مال مردم را قربانی اهداف و تمایلات بی پایان خود ساخته اند و با شیادی تمام، دین و مذهب را بازیچه ی امیال خویش نموده و حیات سرا پا ننگین خود را در ترویج آدم کشی و نا امنی در سطح منطقه جستجو کرده و می کنند، این حاکمان نالایق و مستبد پایه های کاخ بیدادگری خود را بر فتنه گری و آشوب و تفرقه اندازی و دخالت در امور کشورهای اسلامی به خصوص همسایه ها بنا نهاده اند و برای حفظ منافع نامشروع و رسییدن به اهداف شوم خود به دسایس گوناگون متوسل شده و می شوند.
حاکمان جورپیشه ی رژیم ولایت فقیه که پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، با مخالفتهای گسترده ی مدنی و بی اعتمادی مردم و عدم مشروعیت روبرو گردیده اند و با وجود سرکوبهای خشن و این همه ضرب و شتم و وارد کردن چریکهای حزب الله و سوری و عراقی برای سرکوب ملت، نتوانسته اند به خروش ملت خاتمه دهند و مخالفتهای مدنی همچنان ادامه یافته و مردم از حقوق حقه ی خود دست بر نداشته اند اکنون برای نجات از این وضع و اعمال خشونت بیشتر چاره ای جز وارد کردن افغان ها نیافته اند تا هم به حاکمیت دروغ و استبداد خود ادامه دهند و ملت ایران ر اسرکوب نمایند و هم نگذارند دولتی مقتدر و نیرومند در افغانستان شکل بگیرد و فتنه گران ولایت سالار همچنان به دخالت در امور داخلی افغانستان و نا امنی و ایجاد بلوا و آشوب در میان افغان ها ادامه دهند، از این رو، ددمنشان نظام خودکامه ایران روز شنبه 11/7/ 1388مرزهای خود را به روی افغان ها گشودند و آرزوی خمینی را که اسلام ولایتی " مرز ندارد" – البته " مرگ دارد" – برآورده ساختند و از افغان ها دعوت به عمل آوردند که در آغوش نظام خودکامه ولایت فقیه در آیند که با این اعلام رژیم ایران، افغان های زیادی بدون آنکه به فهمند چه سرنوشتی در انتظارشان است به مرزها گسیل شدند و در دام رژیم فتنه گر ولایت فقیه گرفتار آمدند.رژیمی که افغان های بی شمار و مظلومی را که به خاطر سیر کردن شکم فرزندانشان، چند گالن بنزین و گازوئیل در مرز جابه جامی کردند، بدون هیچگونه ترحمی به گلوله بست و به خصوص از سال 1374 به بعد برای کشتن افغان ها جایزه مقرر کرد و دژخیمان رژیم افغان های زیادی را به بهانه های واهی و صرفا به خاطر گرفتن جایزه به قتل می رساندند و حتی به جنازه های افغانها هم رحم نمی کردند و به آنها توهین می کردند، حال چگونه مهربان شده است و چه شده است که اردوگاه های جهنمی خود را بسته و مرزها را به روی افغان ها باز کرده و آنان را تشویق به ورود به ایران مینماید؟! آیا می خواهد جبران جنایات اعمال شده در حق ملت افغانستان را نماید و یا بازی جدیدی را شروع نموده و می خواهد افغان ها را قربانی اهداف شوم خویش نماید؟یقینا در پی جبران نیست چون رژیمی که تهمت بافیها، افتراها، اهانتها، خیانتها و ایذار سانی به ملت خود را در اولویت قرار داده و روزانه تعدادی را بازداشت ولت وکوب می نماید و عملا یک حکومت نظامی برقرار کرده و به زور سر نیزه بر مردم حکم روا یی می کند و با مردمان خودش رور است نیست چطور می تواند با ملت افغانستان رور است باشد؟! به طور حتم با هیچ ملتی به ویژه با افغان ها رو راست نیست، بلکه حکام جور پیشه ی این رژیم که به ظلم و فساد و فتنه گری عادت کرده اند و ملت گریزی و بیگانه پروری را در پیش گرفته اند در حقیقت از این طریق می خواهند حیات سراپا ننگین خود را بیمه کنند تا در صورت لزوم از افغان ها در سرکوبهای داخلی و برای پرسه زدن در خیابانها به عنوان سیاهی لشکر و حامیان احمدی نژاد و نا امنی در افغانستان استفاده کنند و امنیت منطقه را به خطر اندازند و در وقت نیاز دربده بستان ها آنان را وجه المصالحه قرار دهند و قربانی اهداف شوم خویش سازند.
در حال حاضر رژیم مستبد ولایت فقیه که آژیر سقوط آن به صدا در آمده است برای هر بسیجی که در برابر مردم بایستد، روزانه مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان پرداخت می کند تا به استبداد خود ادامه دهد، سردمداران رژیم و در رأس آنان فرماندهان سپاه متوجه این موضوع شده اند که این وضع هزینه هنگفتی برای دولت در بردارد و دولتی که بر آمده از تقلب آشکار و بریده از ملت است توان این همه هزینه را در دراز مدت ندارد بنابراین، راه بقای این رژیم سراپا منفور را در استخدام و بکارگیری افغان ها یافته اند تا ضمن استفاده ابزاری از آنان و کاشتن تخم نفاق و کینه در میان ملتها بتوانند چند صباحی دیگر به فتنه گری و جنایات خویش ادامه دهند.
|
نظام بی بنیاد ولایت فقیه و گماشتگی احمدی نژاد
در هر نظامی، مردم بنیاد مشروعیت نظام اند و عموما طی یک انتخابات سالم و آزاد یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری مورد نظر خود را به عنوان رئیس جمهور برای یک دوره محدود بر می گزینند و رئیس جمهور از طریق آرای مردم مشروعیت خود را بدست می آورد، اما برخلاف همه ی نظام های دموکراتیک جهان، رژیم ولایت فقیه هرگز به آرای مردم متکی نبوده و حاکمان آن مشروعیت خودشان را از آرای مردم کسب نکرده و نمی کنند و به آن اعتقادی هم ندارند و نیازی هم نمی بینند که به آرای مردم متکی باشند زیرا این ولایت سالاران خودکامه، ولی فقیه را که در رأس قدرت قرار دارد و بنابه اعتقاد واهی آنان، کشف شده مجلس خبرگان رهبری است، نماینده امام زمان و قیم مردم می پندارند و او این حق را دارد که بدون در نظر گرفتن آرای مردم شخص دلخواه خویش را بر مسند قدرت بنشاند و حکم ریاست جمهوری او را تنفیذ نماید.
خامنه ای و سایر حجتی های ولایتی بنابه همین اعتقادات پوچی که دارند این حق را برای خود قایل اند که بدون در نظر گرفتن خواسته های مردم آرای آنان را دست کاری نمایند و هر صدا و فریاد معترضی را با شدید ترین وجهی در نطفه خفه کنند چنانچه بعد از انتخابات 22خرداد با قساوت تمام ده ها تن از مردم بی گناه را به شهادت رساندند و هزاران نفر را بازداشت کردند و فریادهای حق طلبی مردم را سرکوب نمودند و زننده تر از همه اینکه رژیمی که سردمداران آن، در ظلم و ستم و فساد غوطه ورند و گوی سبقت را از فرعون و نمرود و قارون و هیتلر و استالین و سایر جباران، ربوده و چادر حیا را دریده و بی مهابا به ضرب و شتم و قتل و کشت و کشتار معترضان به نتایج انتخابات پرداخته و می پردازند و بر روی مردم بی گناه همه روزه اسلحه می کشند، باوجود این همه جور و جنایت آشکار در حق ملت، دم از ملت دوستی و مهر و عاطفه اسلامی می زنند و برای فریب افکار عمومی، نماینده بی شعور و نا اهل خود- احمدی نژاد- را به مجمع عمومی سازمان ملل فرستاده اند تا برای ملتهای سایر کشورها نسخه تجویز کند و آنان را وعظ و ارشاد نماید و آمادگی نظام ولایت فقیه را برای اداره امور جهان اعلام دارد! این ولایت سالاران بی شرم که در حال حاضر آتش به خرمن آنها افتاده است، چه فکر می کنند و درپی چه چیزی هستند معلوم است، این بدبخت ها که غرور و خود خواهی آنان را کر و کورنموده است بدون در نظر گرفتن مخالفتهای گسترده ایرانیان داخل و خارج از کشور، نماینده خود احمدی نژاد را همراه با جمع کثیری از عمال نظام به مجمع عمومی سازمان ملل فرستادند تا وجهه ای برای رژیم نامشروع خود دست و پا کنند و به زعم واهی خود آبروی از دست رفته را باز یابند و ضمنا با برخی از قدرتها ساز و باز و زد و بند نمایند، اینان هنوز فکر می کنند مردمان و نماینده های سایر کشورها از اوضاع نابسامان و آشفته داخلی ایران بی خبراند و همچون گذشته یاوه های نماینده رژیم سرکوبگر ولایت فقیه را باور می کنند و برای آن دست می زنند، اما هنگامی که احمدی نژاد – که در حقیقت نماینده ولی خود کامه فقیه است و نه، رئیس جمهور کشور پرافتخاری مثل ایران- در مجمع عمومی سازمان ملل ( 1/7/1388) به وراجی پرداخت و نظام ولایت فقیه را " مترقی ترین نظام جهان" خواند و آن را " مردمی ترین حکومتهای جهان " دانست و این در حالی بود که در مقابل مقر سازمان ملل صدها نفر از ایرانیان خارج از کشور تجمع کرده و او را دروغگو و قاتل می خواندند و می گفتند:
" قاتل بیا بیرون"، بیشتر نمایندگان کشورها به عنوان اعتراض سالن را ترک گفتند و سالن خالی شد و حدود 28 نفر که بیشتر آفریقایی بودند باقی نماندند و احمدی نژاد با افتضاح بزرگی روبر گردید ولی این بی شرم از رو نرفت و به یاوه گویی ادامه داد و نظام سرکوبگر ولایت فقیه را به عنوان یک نظام الگو و مترقی برای اداره امور جهان معرفی کرد! و زمانی که با کمال بی حیایی گفت:
" انتخابات ایران باشکوه برگزار شده و من با رأی قاطع مردم ایران انتخاب شده ام" ؟! این حرف باعث خنده چند نماینده باقی مانده در سالن شد و آنها نتوانستند از خنده و تمسخر خودداری کنند و با این خنده به احمدی نژاد فهماندند که تو گماشته ولی خودکامه فقیه هستی و نه نماینده ملت ایران.

رژيم نامشروع

|
رژيم نامشروع
حكومتگران رژيم سرا پا منفور ولايت فقيه كه به طور آشكار آراي مردم را ناديده گرفتند و با تهديد و سركوب معترضان به نتايج انتخابات 22 خرداد، دولت متقلب احمدي نژاد را بر مردم تحميل كرده اند، علاوه از آن كه مشروعيت سياسي خودشان را از دست داده اند، سوء رفتار جنسي با بازداشت شدگان كه توسط " كروبي" افشا گرديده و به طور گسترده در رسانه هاي غير دولتي رژيم و جهان انعكاس يافته است، مشروعيت ديني حكومت ولايت فقيه را نيز زير سؤال برده و بي باوري حكومتگران را بر ملا كرده است و آنان را رسوا تر از قبل نموده است، اين حيوان صفتان مقدس نما كه بويي از انسانيت نبرده اند اهانتهایی را در حق برخی از دختران و پسران نوجوان بازداشت شده روا داشته اند که هر لامذهبی – جز تفاله های صفویه – از آن متنفر و بیزار است و آن را زشت و پلید می شمارد و از آن شرم دارد، اما از آنجایی که حاکمان رژیم ولایت فقیه بیش از حد تصور بی دین و مغرور و خود خواه و مستبد و بی اعتنا به حقوق شهروندی مردم اند نه تنها از این همه جنایات مسلم شرم ندارند و درپی عذر خواهی از ملت و تلاش برای اصلاح رفتار مستبدانه و جائرانه و خائنانه ی خویش برنیامده اند بلکه هنوز خودشان را طلبکار هم دارند و با کمال وقاحت سعی می کنند گناه این همه تجاوز و اهانت و جنایات و پلشتیهایی را که سربازان به اصطلاح گمنام امام زمان در حق بازداشت شدگان دختر و پسر انجام داده اند را به گردن دیگران بیندازند تا خودشان را از بحران بی اعتمادی مردم نجات دهند، از این رو، دست اندرکاران این نظام بی محتوا به خصوص خامنه ای و احمدی نژاد همچون غریق تلاش بیهوده می ورزند تا قضیه را وارونه جلوه دهند و این همه فساد کاری در حق فرزندان ملت را به بیگانگان مربوط سازند چنانچه احمدی نژاد، در سخنرانی قبل از نماز جمعه تهران -6/6/88- باکمال بی حیایی جنایات در بازداشتگاه ها را اجرای" سناریوی دشمن" قلمدادکرد و گفت:
" این اقدامات توسط وابستگان به جریان براندازی انجام شده است"؟!
عمال بی باور این رژیم نامشروع و مفسد صفوی مسلک که سردمداران آن به دروغ و ریا دم از ملت دوستی می زنند با فرزندان همین ملت جنایات مشمئز کننده ای انجام داده و می دهند که حتی فرعون و نمرود هم از آن شرم دارند، اما باوجود آن، احمدی نژاد این آدمک نافهم تلاش بی حاصل به خرج می دهد تا مردم یاوه های او را باور کنند و دولت متقلب او را پاک بدانند ولی غافل از ان است که با این دست اندازی ها ره به جایی نخواهد برد و کسی دروغ های او و خامنه ای را باور نخواهد کرد و حنای این حاکمان مزور رنگ خود را از دست داده است و طبل رسوایی آنان در همه جا به صدا درآمده و قضیه تجاوز و اهانت به دختران و پسران بازداشتی در بازداشتگاه جهنمی کهریزک و غیره، توسط کسانی افشا گردیده که خود روزی از بدنه ی همین نظام بی دین بوده اند و علی قول خودشان برای جلوگیری از رسوایی بیشتر مجبور به افشای برخی از جنایات شده اند. این جنایت تفاله های بی باور صفویه همانند بگور کردن دسته جمعی قربانیان بی کس و مظلومی نیست که آنان را شبانگاه در قطعه 302 بهشت زهرای تهران بگور کنند و بگویند:
" مرده ها صدا ندارند" ، بلکه صدای رسوایی این جنایت فراتر از حد تصور فرزندان صفویه است و حاکمان بی دیانت صفوی گرا با آب اقیانوس ها هم هرگز نخواهند توانست این سیاهی و پلیدی را از دامن سراپا آلوده و کثیف شان پاک کنند و همچون گذشته دم از دین و پیروی از اهل بیت و حکومت عدل علی و تقدس و پرهیزگاری بزنند و بنام دین جنایت کنند و توده های مردم را فریب دهند. شیوه ای که این خودکامگان در طول سی سال و به خصوص بعد از اعلام نتایج انتخابات 22 خرداد با بازداشت شدگان – که اکثرا خودی هستند- در پیش گرفته اند به طور وضوح مشخص می سازد که این از خدابی خبران که به دروغ سنگ اسلام ناب را به سینه می زنند، نه بویی از اسلام و سجایای اخلاقی و رفتاری اهل بیت پیامبر- رضوان الله علیهم اجمعین- برده اند و نه از انسانیت و به هر جنایت و خیانتی دست می زنند تا قدرت خودشان را حفظ کنند، خامنه ای و اوباش های او که سراپا وجودشان کثافت کاری است و نه از خدا شرم دارند و نه از ملت، چون از قیام جوانان به وحشت افتاده اند با این قبیل اعمال زشت و زننده – که یقینا سازمان یافته است- خواسته اند روحیه ی جوانان را بشکنند و فریاد حق خواهی آنان را خفه کنند و به اصطلاح آنان را سر افکنده و مرعوب سازند تا از این طریق بتوانند با خیال آسوده به حکومت استبدادی خود ادامه دهند، که یقینا این آرزو را بگور خواهند برد و بزودی با دستان نیرومند جوانان ملت ایران به قصاص جنایاتشان خواهند رسید و به هلاکت و خزی دنیوی و اخروی گرفتار خواهند آمد.

پیام تبریک

|
پیام تبریک

فرارسیدن ماه مبارک رمضان سال 1430 هجری قمری را به عموم مسلمانان جهان به خصوص ملت شریف و آزاده ایران تبریک و تهنیت می گوییم و آرزومندیم که خداوند منان، طاعات و عبادات و صیام و قیام و شب زنده داری مسلمانان را در این ماه خیر و برکت مورد قبول درگاه خویش قراردهد و حق خواهان و استبداد ستیزان را که علی رغم سرکوبهای خشن و مستمر ددمنشان رژیم بی باور و بی دیانت ولایت فقیه همچنان به قیام حق خواهانه ی خویش ادامه داده و می دهند را موفق و پیروز بدارد. آمین.

تیشه بر ریشه

|
تیشه بر ریشه

روز دوشنبه 12/5/88 خامنه ای حکم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد را با ناامیدی و یأس در حالی تنفیذ کرد که در خیابانهای تهران با وجود حضور گسترده نیروهای امنیتی، مردم "مر گ بردیکتاتور" سر میدادند، خامنه ای بدون در نظر گرفتن خواسته های مردم، احمدی نژاد را نصب کرد و وانمود ساخت که آرای ملت را تنفیذ می دارد؟! البته تعجبی ندارد چون در طول سی سال همینگونه بوده است و بنا به اعتراف جنتی- رئیس شورای نگهبان- ( در خطبه نماز جمعه درتهران 9/5/88) " این انتخابات با انتخاباتهای قبلی تفاوت چندانی نداشته است " یعنی اینکه خیانت و تقلب از سنتهای تغییر ناپذیر و همیشگی رژیم بوده و هست، تنها تفاوتش در این است که نظام ولایت فقیه نیاز به پوست اندازی پیدا کرده و ولایت سالاران برای حفظ بقای خویش لازم دیده اند که به خود خوری روآورند و این بار با تهدید و سرکوب علنی تلاش می ورزند تا نتیجه انتخابات را به مردم به قبولانند و با انجام مراسم تحلیف به روند انتخابات و نتایج آن و دولت متقلب برآمده از آن را مشروعیت بخشند.
در مراسم روز دوشنبه که در حصار نیروهای امنیتی صورت گرفت رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس شورای مصلحت نظام و محمد خاتمی و برخی دیگر از جهره های شناخته شده رژیم حضور نداشتند و این عدم حضورر و باه مکاری مثل رفسنجانی که یکی از ستون های رژیم محسوب می شود نشان گر اختلاف و شقاق و دودستگی عمیق در پیکره ی نظام خودکامه ی ولایت فقیه است که پس از جریانات انتخابات 22خرداد بر ملا گردیده است و اقلیت سرکوبگر که در رأس آن خامنه ای قرار دارد با سردرگمی و دستپاچگی سعی در حذف رقیبان خود دارد از این رو، ددمنشان جنایت پیشه دست به هر جنایت و خیانتی می زنند تا خود را از بحران کنونی که نتیجه ی خودسریها و ددمنشی های خودشان است نجات دهند و احمدی نژاد را به هر ترتیب ممکن به مردم به قبولانند؛ از محاکمه دسته جمعی یاران دیرینه ی انقلاب خونبار گرفته تا شکنجه زندانیان بی گناه و اتهام زنی و قتل و کشت و کشتار معترضان به تقلب آشکار در انتخابات 22خرداد.
سی سال بر همین منوال گذشته است و رژیم جور و فساد ولایت فقیه جنایت کرده و سردمداران آن با تقلب و خیانت حکومت کرده اند و از هر نوع جنایتی نسبت به ملت فرو گذار نکرده اند، حداقل 14ملیون بنا به آمارهای دولتی به این انتخابات اعتراض دارند و آنرا تقلب آشکار می دانند ولی باوجود آن، خامنه ای این انتخابات را سالم ترین و بهترین انتخابات اعلام کرد! او براساس اعتقادات پوچ و منحط خویش براین باور است که قیم و حاکم بر سرنوشت ملت است و کسی حق اعتراض ندارد و اوبالاتر از قانون است و می تواند رأی همه ی مردم را نادیده بگیرد و فرد دلخواه خود را بر مسند قدرت بنشاند؛ چون ولایت مطلقه دارد؟! بنابه همین دیدگاه متحجرانه، این انسان نمای به تمام معنی جنایتکار خویشتن را ملزم به انجام خواسته های مردم نمیداند زیرا با انحراف عقیدتی که دارد خودش را منتخب شده از سوی خدا می داند و لازم نمی بیند که به خواسته ها و مطالبات اقشار ملت تن در دهد، از این رو، باوجودی که بسیاری از مردم به روند انتخابات و نتایج آن اعتراض دارند، خامنه ای احمدی نژاد را نصب کرد تا مراسم تحلیف انجام گیرد و به اصطلاح احمدی نژاد مشروعیت یابد و روز چهارشنبه 14/5/88 در فضای به شدت امنیتی و با ترس و لرز و در حالی که تهران یکپارچه مرگ بر دیکتاتور بود و شصت تن از نمایندگان مجلس و رفسنجانی – رئیس شورای مصلحت نظام – و محمدخاتمی رئیس جمهور پیشین و کروبی و ناطق نوری رؤسای پیشین مجلس هم حضور نداشتند، این مراسم انجام گرفت و احمدی نژاد که در این مراسم بی شرمانه دم از خدمت و مهرورزی و عشق به مردم می زد از ترس مردم با هلیکوپتر به مجلس آمد و پس از انجام مراسم، عجولانه با هلیکوپتر مجلس را ترک گفت.
سی سال است که چنین مفسدانی تحت نام اسلام ناب محمدی بر گرده ی ملت حکم روایی می کنند و به نام دین بر مردم بی نوا تازیانه جور و ستم می نوازند، اینان در مغز پوک و معیوبشان جز چپاول و ظلم به مردم به چیز دیگری فکر نکرده و نمی کنند، این شیطان صفتان به مراتب بدتر از فرعون و هامان، به جان حق خواهان و بی گناهان افتاده اند و مردم را به دار می بندند و شلاق می زنند و با ریا و تزویر می چاپند و با زالو صفتی پایه های کاخ بیدادگری خود را بر ویرانه های کوخهای مستضعفین بنا نهاده اند، اینان که از شاخص ترین و بارزترین چهره های نفاق در دوران کنونی به حساب می آیند حال بر سر قدرت به جان هم افتاده اند و یکدیگر را می درند و نوکر آمریکا و اسرائیل و انگلیس و روسیه و چین می خوانند و همدیگر را رسوا می سازند و از طرفی هم با سرکوبهای خشن و راه اندازی دادگاه های نمایشی مسخره، سعی می کنند مردم را از مطالباتشان باز دارند و همچون گذشته به سکوت وادارند و دولت متقلب و برآمده از این همه تخلفات را بر آنان تحمیل کنند، اما مردم باوجود این همه سرکوب نشان دادند که دوران فریب و تزویر و عوام فریبی به سرآمده و ملت به پاخاسته مرعوب تهدیدهای سرکوبگران نخواهند شد و تا رسیدن به آزادی برجای نخواهند نشست.

نزاع خانوادگی مارها

|
نزاع خانوادگی مارها

در پی اعلان نتایج انتخابات ریاست جمهوری 22خرداد که در آن احمدی نژاد با تقلب آشکار برنده اعلام گردید مردم به خیابان ها ریختند و به این تقلب و خیانت آشکار اعتراض کردند و کاندیداهای دیگر با شکایات زیاد و دلایل محکم و مستندی که از تقلب در انتخابات در دست داشتند از خامنه ای و شورای نگهبان خواستند تا این انتخابات را باطل اعلام کنند و به خواسته های مردم احترام بگذارند، اما خامنه ای و شورای نگهبان که خود بازی گر اصلی این تقلب و خیانت هستند به جای گوش فرا دادن به مطالبات مردم از آرای آنان سوء استفاده کردند و در صدد بسط سلطه ولایت فقیه و تنگناهای بیشتر برای مردم برآمدند و با ضرب و شتم و قتل و کشت و کشتار و تخریب اماکن عمومی به خصوص تخریب کوی دانشگاه تهران و جاهای دیگر، صدای حق طلبی مردم را خفه کردند و تظاهرات ده ها هزار حق خواهی را که با آرامش خواهان احقاق حقوق خود بودند، به خشونت کشیدند و تعداد زیادی از معترضان به خیانت در شمارش آرا و حق کشی ها را بازداشت نمودند و به سیاه چا لها انداختند.
خامنه ای کما فی السابق البته این بار به شکل واضح تری میثاق های ملی را زیر پاگذاشت و همه ی ارزشهای انسانی و اخلاقی را لگدمال کرد و همه ی نقاب ها را برداشت و نهایت بی دیانتی و بی ایمانی خویش را در این انتخابات نشان داد و حتی به توصیه های یار دیرینه خویش رفسنجانی که خود یکی از اهرمهای قدرت به شمار می آید هم گوش فرا نداد و به طور آشکار در برابر خواسته های بر حق مردم موضع گیری کرد و اوج این دشمنی با ملت زمانی به وقوع پیوست که مزدوران جنایت پیشه ی وی خیابانهای تهران و سایر شهرهای ایران را از خون حق خواهان رنگین ساختند و نیروهای ویژه همچون گرگ های گرسنه در میان سیل جمعیت به تاخت و تاز پرداختند و بسیاری از مردم بی گناه را با دشنه و چاقو دریدند و خامنه ای با کمال بی شرمی گناه این همه تجاوز آشکار را به گردن آمریکا و غرب انداخت!
خامنه ای بنابه دیدگاه متحجرانه و خود پسندانه ی خویش، این همه تظاهرات خیابانی و اعتراضات گسترده مردمی را نادیده گرفت و اختلافات سردمداران نظام را پس از جریانات انتخابات 22خرداد و رخ دادهای حاصله از آن را یک نزاع خانوادگی خواند! و با نهایت بی شرمی اعلام کرد که " این سالم ترین انتخاباتی بوده که برگزار شده است" ؟! او به زعم اینکه مردم گفته های او را همچون وحی منزل می پذیرند از مردم خواست که بدون هیچ گونه چون و چرایی از حق انتخاب خود دست بردارند و یاوه های او را که احمدی نژاد را پیروز میدان انتصابات خواند، به عنوان یک " حکم حکومتی" بپذیرند و لب بر نیاورند!
خامنه ای گویا خودش باور دارد که حساب ملت با نظام جداست و نظام از پیکره ی ملت بریده و کاملا بیگانه است و این نزاع میان شاه مار – خامنه ای – و رفسنجانی است که جلوه تازه ای به خود گرفته و هر یک از آنها سعی در بلعیدن یک دیگر دارند. مردم خوب میدانند که انواع مارها وقتی که یک جا جمع شوند طبیعتا قوی ترها ضعیفترها را نیش می زنند و آنها را می بلعند، مارهای مارخور، روز بروز قویتر و قویتر می شوند و به شکل افعی در می آیند، مارخورها بر ضعیفترها رحم نمی کنند بلکه آنها را همچو بازیچه ی دست خویش قرار می دهند و به عنوان طعمه آینده پرورش می دهند و در نهایت می بلعند، شاه مارها با تناسب زمان و مکان، رنگ و اطوار عوض می کنند لیکن بنا به اقتضای طبیعت، نیش زهرآگین و سرشت آنها عوض نمی شود.
سردمداران کنونی ایران، افعی صفتانی هستند که در طول سه دهه انقلاب خونبار همه یاران و همسنگران خویش را بلعیده اند و نیش زهرآگینشان همه ی هستی مردم بی نوارا دریده و به کام نابودی کشیده و آتش بیداد آنها خانمان های زیادی را نابود ساخته است،در حال حاضر مردم ایران بیش از هر زمانی پی به ماهیت تروریستی این جنایتگران افعی صفت برده اند و فریب یاوه ها و ترفندهای دست اندرکاران و وابستگان به نظام خودکامه ولایت فقیه را نخواهند خورد و با همبستگی خویش تا برکناری همه ی خودکامگان و رسیدن به آزادی، دست از اعتراضات همه جانبه بر نخواهند داشت.

رسوايي آمونيان

|
رسوايي آمونيان

آنخ ماهوي ايران خامنه اي و باند حاكمه كه خودشان را حاكم بر سرنوشت ملت ميدانند با يك برنامه ي حساب شده و از پيش طراحي شده به منظور كشيدن مردم به صحنه ي انتخابات، هر چهار كانديداي دهمين دوره رياست جمهوري را كه ريخته گران شوراي نگهبان آنها را براي مردم تعيين و نصب كرده بودند به مناظره تلويزيوني وا داشتند – اما فكر نمي كردند كه اين مناظره به قيمت رسوايي سردمداران رژيم تمام خواهد شد و ناخواسته برخي از واقعيتها بر ملا خواهد شد – و سپس بعد از انتخابات ( 22/3/88) بلافاصله دست بكار شدند و همه ي موازين ديني و اخلاقي را بنا به عادت ديرينه خويش كنار گذاشتند و با بي شرمي تمام از حضور گسترده ي مردم در پاي صندوقهاي رأي كه در حقيقت " نه " گفتن به استبداد خامنه اي و احمدي نژادها بود، سوء استفاده كردند و به آراي ملت اهانت ورزيدند و براي چندمين بار مردم را فريب دادند و نتايجي را اعلام داشتند كه خودشان هم آن را باور نداشته و ندارند!
خامنه اي كه در حال حاضر طبل رسوايي وي در داخل و در خارج از كشور به صدا در آمده است به خاطر ادامه ي حاكميت استبدادي خويش حتي منتظر تأييد شوراي نگهبان اين نهاد دست نشانده خود هم نشد و با عجله و با كودتا عليه آراي مردم و با تقلب آشكار، احمدي نژاد اين آدمك بي شخصيت و بي شعور و بي منطق را برنده ميدان اعلام كرد و به او تبريك گفت و از مردم خواست كه اين دروغگوي تحميل شده را بدون چون و چرا بپذيرند، اما ملت ايران بعد از اعلام نتائج به خيابانها ريختند و با شعارهاي كوبنده خويش از جمله : " سيدعلي پينوشه، ايران شيلي نمي شه! " مشت محكمي به دهن خامنه اي و همه ي ولايت سالاران زدند و به آنها " نه " گفتند و اعتراض خودشان را از تقلب واضح و آشكار در انتخابات اعلام داشتند كه مسلما اين حق طبيعي مردم بوده و هست.
و از آنجايي كه انحصارطلبان بسيار مغرور و خودخواه و مست قدرتند، به جاي تعقل و خردمندي، در قبال حق خواهان ايستادند و با خشونت تمام به سركوب مردم پرداختند و به بازداشت كردن مخالفين و كشتن و ضرب و جرح ولت و كوب معترضين روآوردند و نهايت ددمنشي و خيانتكاري و جنايت پيشگي خودشان را نشان دادند و بي ديني و بي عهدي و بي امانتي خويش را آشكار ساختند و يقينا در طول سي سال دوران حكومت خونبارشان همين گونه بوده اند، زننده تر آنكه احمدي نژاد اين انسان پست دروغگوي در مانور قدرت در جمع هواداران خود در تهران ( روزيكشنبه 24/3/88) از هزاران مردم به پا خاسته اي كه به خيابانها ريختند و به تقلب واضح و آشكار در انتخابات اعتراض كردند و در پي تكليف آراي خود برآمدند، از اين انسان هاي مسالمت جوي و حق خواه به چهار تا خس و خاشاك ياد كرد و با كمال بي شرمي در طي مصاحبه اي اعلام كرد: " در اين كشور قانون حاكم است " ؟!، البته قانون زور و تقلب، قانون اهانت به شعور مردم، قانون ولايت سالاري و بي پاسخي به خواسته هاي مردم، قانون حاكميت دروغ و استبداد، قانون بيگانه پروري و مردم ستيزي، قانون تشخيص و تصميم خامنه اي براي همه ي ملت، قانون تبعيض و حق كشي و...
ولايت سالاران و در رأس آنها خامنه اي با دست كاري واضح در آراي مردم و پيروز جلوه دادن عروسك بي اختياري چون احمدي نژاد، نشان دادند كه حكومت آنان بر آمده از مردم نيست و اين رژيم به هيچ وجه ظرفيت اصلاح پذيري را ندارد و زورمداران تحت هيچ شرايطي حاضر نيستند به مطالبات بر حق مردم پاسخ دهند و به آراي ملت احترام بگزارند، بنا به باور اين از خدا بي خبران به ويژه خامنه اي چنانچه در خطبه هاي روز جمعه 29/3/88 در مصلاي تهران با صراحت اعلام داشت: شركت گسترده مردم در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري بيانگر تأييد نظام ولايت فقيه بوده و لاغير و مهم نيست كه مردم به چه كسي از چهار كانديداي مورد تأييد نظام رأي داده اند؟!
خامنه اي كه خود را نماينده امام زمان مي داند و اين مملكت را مملكت ايشان، وانمود ساخت كه خواسته ي مردم بايد در خواسته ي او ذوب شود؛ چرا كه او خودش را قيم آنان مي داند و اين حق را براي خود قايل است كه به جاي همه مردم تصميم بگيرد و فرد دلخواه خود را بر مسند قدرت نشاند! و بنا به زعم واهي او آزادي و دموكراسي يعني همين و بس!
اما اين بار، خامنه اي و دار و دسته ي او كور خوانده اند و ملت آزاده ي ايران با شعارهاي كوبنده و تظاهرات میليوني و پيوسته ي خود نشان دادند كه بيش از اين اجازه نخواهند داد با آراي آنان بازي شود و مستبدان به جاي آنان تصميم بگيرند و با سرنوشت ملت بازي كنند از اين رو اقشار مختلف مردم كه از اختناق و خودكامگي ها خسته و درمانده شده اند ناگزير به خيابانها ريختند و انزجار و تنفر خويش را از حكومت قشري و خونخوار ولايت فقيه اعلام داشتند و با شهامت تمام ديوار استبداد را شكستند و علي رغم خواست ولايت سالاران و به كوري چشم ايشان اين موج برآمده از مردم تا بدست آوردن آزادي مطلق از قيد و بند ولايت فقيه به پيش خواهد رفت.
آنچه كه امروزه در خيابانهاي تهران و ساير شهرهاي ايران ديده مي شود نتيجه سي سال خفقان و استبداد ولايت فقيه است و سركوبهاي خشن حكومت با وارد كردن چريكهاي مزدور حزب الله و سوري و عراقي هم هرگز نخواهد توانست براي هميشه مانع از اين بشود كه حق خواهان از حقوق حقه ي خود دست بردارند، هر چند باند رفسنجاني و احمدي نژاد با جدال قدرت تحت عنوان مبارزه با فساد مالي و تقلب در انتخابات در پي حذف يكديگرند و سعي در كنترل تظاهرات دارند اما مردم خواسته هاي بالاتر از شوت كردن احمدي نژاد را دارند بايد احمدي نژادها از ميان بروند و حكومت جور و فساد ولايت فقيه براي هميشه از بيخ و بن برچيده شود كه با ايستادگي جوانان به پا خاسته اين كار بياري خداوند اتفاق خواهد افتاد و همه ي دست اندركاران نظام خودكامه ي ولايت فقيه با دست هاي پر توان جوانان غيور ايران زمين به خاك مذلت خواهند افتاد و سزاي اعمال ننگين خودشان را خواهند ديد.

خس وخاشاك تويي، قاتل وسفاك تويي
لات ودغلكارتويي، بي دين وبي عارتويي
مرگ براحمدي نژاد، مرگ برخامنه اي
مرگ برديكتاتور

زنده باد آزادي ، زنده باد ايران